مرتضى راوندى
14
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به زحمت از عهدهء اطعام برادرزادهء خود برمىآمد . هنگامى كه محمد ( ص ) دوازده سال بيشتر نداشت ، همراه ابو طالب براى تجارت به شام رفت . در اين موقع ، شام از كشورهاى پيشرفتهء جهان بود ، و محمد از مشاهدهء مظاهر گوناگون زندگى اجتماعى مردم و مقايسهء آن با زندگى باديهنشينان و گفتگو با ملل و نحل مختلف ، درسها آموخت . دكتر هيكل مىنويسد : « در اين سفر با راهبى بحيرىنام برخورد كرد ، و راهب نشانههاى پيغمبرى را ، چنان كه در كتابهاى مسيحى ياد شده بود ، در او بديد . . . در شام پيشوايان دين مسيح را بديد و از آنها راجع به كتاب آسمانى و مبارزهء دين زرتشت با دين مسيح چيزها شنيد . . . اشعار سخنسرايان معروف عرب را مىشنيد و آن را مطابق ذوق خود تجزيه مىكرد و بد و خوب آن را مىسنجيد . گفتار خطيبان به گوش او مىخورد و از آن جمله يهوديان و مسيحيان بودند كه بر بتپرستى خرده مىگرفتند و از كتاب عيسى و موسى سخن مىگفتند و برادران عرب خويش را بدان دعوت مىكردند . گفتار آنان را در دل خويش مىسنجيند و آن را از بتپرستى بهتر مىديد . . . در اثناى جنگ فجار ، پيغمبر با رموز جنگ آشنا شد . ظاهرا در اين موقع 15 ساله بود ، و به عقيدهء بعضى در جنگ شركت و تيراندازى مىكرد . » « 25 » نخستين ياران حضرت محمد بن عبد اللّه ( ص ) پس از اينكه نيت باطنى خود را با خديجه و ورقة بن نوفل و ديگر روشنفكران عرب در ميان نهاد ، جملگى او را در اين كار خير يعنى مبارزه با شرك و بتپرستى يارى كردند . هيكل مىنويسد : روزى محمد براى طواف كعبه رفت ، ورقة بن نوفل را ديد ، داستان خويش را بر او فروخواند . ورقه گفت : به خدا قسم تو پيغمبر اين امت هستى و ناموس بزرگ ، كه به سوى موسى مىآمد ، به تو نازل شده است . تو را تكذيب مىكنند ، اذيت مى - رسانند ، از شهر خود بيرون مىكنند ، با تو به جنگ برمىخيزند . اگر من آن روز زنده باشم خدا را يارى خواهم كرد . محمد احساس كرد كه ورقه راست مىگويد و كار مشكلى را به عهده گرفته است . « 26 » محمد ( ص ) جوان بود كه به سمت عامل تجارى خديجه كه بيوهاى سرشناس و ثروتمند بود ، درآمد . محمد در سن 24 سالگى با خديجه ازدواج كرد ؛ در حالى كه خديجه نزديك چهل سال داشت . با وجود اختلاف سنى ، اين ازدواج مسعود بود . خديجه چند فرزند آورد كه از آن ميان ، فاطمه دختر محبوب محمد زنده ماند . روايت است كه پيامبر به خديجه دلبستگى داشت و تا زنده بود زن ديگرى نگرفت . بنا به روايت موجود ، محمد ( ص ) مردى رحيم و شفيق بود و چون به قدرت و ثروت رسيد ، هيچ فرصتى را براى كمك به يتيمان و درويشان از كف نداد . ازدواج محمد ( ص ) با خديجه ، وى را از تلاش به خاطر قرصى نان رهايى بخشيد . محمد ( ص ) ضمن اعلام رسالت ، گفت كه خداوند وى را مانند ديگر پيامبران عهد عتيق برگزيده و رسالت احياى كيش قديمى ابراهيم ، يعنى توحيد ، را به عهدهء او محول كرده است . محمد ، خود از روح يا روح القدس كه در روز از طرف خداوند بر او ظاهر مىشد ، سخن
--> ( 25 ) . زندگانى محمد ، پيشين ، ص 165 ( به اختصار ) . ( 26 ) . همان ، ص 197 .